شوک: علی نجف پورزرندی/ در حالی که همه تصور میکردند مرد جوان گم شده است ناشناسی در تماس تلفنی پرده از راز چاه مرگ در بیابانهای زرند برداشت.
علی اکبر عباس تبار قاضی دادگستری زرند با اعلام این خبر گفت: زنی به نام صغری به همراه مادر شوهرش به نام طاهره با مراجعه به پلیس آگاهی زرند از گم شدن مرموز شوهرش خبر داد. زن نگران گفت: شوهرم که علی جمالزاده نام دارد گفته بود تصمیم دارد با یکی از دوستانش برای انجام کاری به تهران برود. علی روز 27 آبانماه یک پتو از خانه برداشت و ساعت 9 شب یک خودرو دنبالش آمد و از خانه به سمت تهران رفت. وی افزود: صبح روز بعد هر چه با علی تماس گرفتم گوشیاش خاموش بود و حالا نگران هستم خصوصاًاینکه مادر شوهرم گفته چند روز از گم شدن علی گذشته بود که مردی ناشناس ناگهان از سنندج با وی تماس گرفته و ادعا کرده که نگران بچهات نباش علی پیش ما سالم است و سپس تماس را قطع کرده است. ردیابی مرد گمشده با ادعاهای این عروس که سعی داشت خود را نگران نشان دهد از روز 6 آذرماه سال جاری تیم قضایی و پلیسی وارد عمل شد و به تحقیقات ویژهای دست زد.
هنوز 10 روز نگذشته بود که دایی مرد گمشده نزد پلیس ادعا کرد؛ مردی ناشناس در تماس تلفنی گفته که علی کشته شده است.
این مرد به تیم تحقیق گفت: ساعت 2 بعدازظهر مردی از تلفن همگانی زرند با من تماس گرفت، من خواب بودم وقتی گوشی را برداشتم صدای ناشناسی را شنیدم. تماس گیرنده به من گفت که میخواهد کمک مان کند و میداند ما خیلی اذیت میشویم. پرسید مگر علی گم نشده است، وقتی جواب مثبت دادم گفت که علی کشته شده و در چاهی در حوالی ملکآباد و حمیدیه انداخته شده است سپس تلفن را قطع کرد.
وی ادامه داد: «من خیلی شوکه شده بودم و وقتی تلفن را قطع کردم خودم را سریع به آگاهی رساندم.» چاه مرگ
با این اطلاعات تیمی از پلیس و آتشنشانان به بیابانهای اطراف حمیدیه اعزام شدند و پس از جستوجوی گسترده ساعت 5 عصر چاه مرگ را که بوی تعفن میداد شناسایی کردند و از آنجا که هوا تاریک شده بود عملیات بیرون کشیدن جسد صبح روز بعد -17 آذرماه- صورت گرفت و با حضور قاضی پرونده پس از 6 ساعت تلاش جسد علی از درون چاهی که دور حلقهاش یک و نیم متر و عمق 70 متری داشت بیرون کشیده شد و همه دیدند که عاملان جنایت جنازه را داخل پتویی پیچانده و در چاه مرگ رها کردهاند.
بررسیهای جسد نشان داد که دور گردن علی یک شال پیچیده شده و مقداری خاک نیز روی جسد ریخته شده است.
از این مرحله به بعد با دستور قاضی علی اکبر عباس تبار تیمی از کارآگاهان جنایی زرند به سرپرستی ستوان یکم محمد قاسمی عملیات شناسایی برای دستگیری عاملان جنایت را در دستور کار خود قرار دادند و جالب اینکه در کمتر از 15 ساعت جزئیات این قتل خاموش فاش شد.
توطئه زنانه
مأموران در بررسیهای ویژه خود به صغری که عروس خانواده بود شک کردند. وی تناقضگوییهای زیادی داشت و خیلی زود اعتراف کرد نه تنها علی به مسافرت نرفته بلکه قربانی یک خیانت زنانه شده است. این زن خیانتکار به قاضی عباسیتبار گفت: مدت 8سال با علی زندگی کردم اما هنوز 2 سال نگذشته بود که اختلافات بین من و علی شروع شد. علی با دختران زیادی دوستی داشت و بدتر این که همه این رابطهها را برایم تعریف میکرد. خیلی احساس بدی داشتم تا این که تصمیم به طلاق گرفتم که با مخالفت خانوادهام روبهرو شدم.
چند ماه پیش با پسر 28 سالهای به نام حمزه که تماسهای تلفنیای با من داشت آشنا شدم و از وی خواستم کمکم کند تا شوهرم را از سرراهم بردارم. ابتدا حمزه گفت بیا سم به وی بدهیم. سپس گفت نه، سم نمیدهیم باید فکر دیگری کنیم و سرانجام تصمیم گرفتیم با قرص خواب وی را بکشیم.
عروس کینهجو گفت: حمزه مقداری قرص خوابآور از دیوار خانه در حیاط انداخت و من آنها را آسیاب کردم. شوهرم ساعت 8 شب 27 آبانماه به خانه آمد و من و پسر 4 سالهام به نام محمدطاها در خانه بودیم. شوهرم گفت خستهام چای برایم تهیه کن و بلافاصله چای دم کردم و قرصهای آرد شده را داخل چای ریختم و کمی هل هم اضافه کردم که طعم آن عوض شود. پس از این که چای را خورد خیلی زود خوابید، پسرم را هم با قرص خواباندم. سپس با حمزه تماس گرفتم و خبر دادم علی خواب رفته تا بیاید. وی آمد و با کمک هم دست و پای شوهرم را بستیم و پلاستیکی روی سرش کشیدیم و با بستن یک شال دور گردنش وی را خفه کردیم. سپس جسد را داخل پتو انداختیم و ساعت 11 شب با خودروی علی جسد را به اطراف روستای حمیدیه در فاصله 17 کیلومتری جنوب زرند انتقال دادیم و پس از آتش زدن جسد آن را به داخل چاه انداختیم و آنجا را ترک کردیم.
وی افزود: سپس از حمزه خواستم به زرند رفته و در تماسی به مادرشوهرم بگوید که پسرش سالم است تا شک نکند. با اعتراف عروس کینهجو با دستور قاضی عباس تبار تیمی از کارآگاهان به سرپرستی
ستوان یکم محمد قاسمی اقدامات درخصوص دستگیری حمزه را آغاز کردند و سرانجام موفق شدند وی را در خانه پدریاش دستگیر کنند.
حمزه با اعتراف به قتل همه ادعاهای همسر علی را پذیرفت و گفت من با اصرار صغری فریب خوردم و خواستم کمکی به وی بکنم که از دست شوهرش ناراحت بود.
دیدگاهتان را بنویسید